تبليغاتX
قــــــلم دونی من ...........
بسه دیگه چقدر می خوای منو به بازی بگیری ---- کاشکی که راحتم کنی ---- بگی الهی بمیری
 

به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
به دلم مونده یه بار
یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
کاشکی تو نگاه آخر عشقو تو چشام می دیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/15ساعت 16:54 توسط آرام |

 

برای پر پر شدن اقاقی برای بوسه های اتفاقی
تو این روزا که مثل شب سیاه منتظر نور کدوم چراغی
برای لحضه های بی قراری سا عتهای کشنده ی خُماری
نَشه می کردی دلَمُ یه روزی الان خزونی کدوم بهاری
رو صندلی انتظار می شینم گلای باغ حسرتو می چینم
یا مثل سابق می شی بر می گردی
یا نمی خوام دیگه تورو ببینم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/13ساعت 8:56 توسط آرام |

 

آخر چی کار داری با آسمان آبی
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی

آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/12ساعت 11:37 توسط آرام |

 

یه روز بارون یه روز آفتاب
یه روز آروم یه روز بی تاب
یه روز با من یه روز بی من
یه روز همدل یه روز دشمن
یه روز آبی ترین دریا
یه روز تاریک مثل فردا
یه روز بغل بغل آغوش
یه روز ستاره ای خاموش

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/10ساعت 18:55 توسط آرام |

دوستان سلام امروز با یه آپ جدید در خدمت شما هستم برا مادران عزیز با اینکه این شعر و این روز نه به دین من می خوره نه به آیین من ولی برا دوستانم این آپ رو انجام دادم امید وارم مورد لطف شما عزیزان و همراهان قرار بگیره ....

مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/06ساعت 14:1 توسط آرام |

 

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد
از تو سینه کش کوههای بلند
از جاده هایی که به ده می رسن

این صدا از دهل مردی که
غم عشقی تو دلش زندونیه
سوخته با هر آتیش تازه ای که
روبروش افروخته و ارزونیه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

حالا وقتی که هوا ابری می شه
قلب عاشقش دوباره می تپه
می یاد انگار یه دست پنهون و
پرده سیاه رو قلبش می کشه
اونوقته که با صدای دهلش
می کشه فریاد دل از تو سینه
می گه عاشقم می سوزم تا ابد
اگه راه و رسم عاشقی اینه

صدای دهل می یاد
صدای دهل می یاد

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/03ساعت 12:28 توسط آرام |

روی هر سینه سری،تو که کارت وقت وداع
سر من وقت وداع تکیه به دیوار می کنه
روی هر لب لبی باشه ستاره غنچه شده
لب دم خشکی رو باز از رو خودش پاک می کنه
توی هر صدا و شعر اسم عزیزی رو طنین
تو صدای من یه اندوهه که فریاد می کنه
                                                   عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
                                                   داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
                                                   عشق ، عشق ، عشق ....
رسم که تو روز عشق همه به هم هدیه می دن
کی به من هدیه می ده دل داره گریه می کنه
پشت هر دونه اشک ابریشم دستای یار
توی دستای من این بو چیه که داد می زنه
                                                  عیب نداره تو هم برو تو هم رو اونهای دیگه
                                                  داغ یه حرف موند رو دلم،عیب نداره بازم می گه
                                                  عشق ، عشق ، عشق ....

لينك ثابت نوشته شده در 87/04/02ساعت 20:3 توسط آرام |

 

گریه های تو برام فایده نداره
برو که دیگه تو رو شناختمت
بگو به کی بگم گفتنیامو , حالا که به حرف حسودا باختمت
من تو ی شهر آرزوهام, واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم
به چه شوقی, به چه ذوقی, قلب و دین و ایمونمو باخته بودم
برو دیگه دوست ندارم, اسمتو نمی خوام بیارم
برو دیگه نمی خوام به یادت, چشمامو روی هم بذارم
هردفعه یکی در می زنه, عکس تو میاد به یادمن
که میومدی با یه گل سرخ,دمدمای صبح سراغ من
چه بچه گونه نگام می کردی, نگاتو باور میکردم
دوباره می رفتی, من تو سکوتم گلاتو پرپر می کردم
قصه های منو تو تمومه اما, یه روز تو تنها می شینی
حریر عشق گذشتمو, تو آینه ها می بینی
اما دیگه نیست اون که اشکاتو
می بوسید و تو براش نفس بودی
اونی که براش فرش زمینو یه سایه بون با تو بس بودی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/29ساعت 13:25 توسط آرام |

 

من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

سرما زده و سوز ه و پاييز فراري
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري
اجاق خونه مي سوزه و سرده ببين سرما چه کرده !
اي واي از اون روزي که گردونه به کام ما نگرده
يخ بسته گل گلدون ها انگار
طوفان طبيعت رو ببين کرده چه بيداد
برگي ديگه نيست روي درختها سرماست فقط ميون حرفا
هر چي که بوده توي طبيعت قايم کرده يکي ميون برفا
در حسرت روزهاي بهاري بق کرده قناري


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/28ساعت 15:31 توسط آرام |

 

من با التماس ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده

همه روزاي خوبو خيلي آسون پس گرفتي
من پيش چشات شكستم اما تو هيچي نگفتي

تو كه تقصيري نداري سادگي از دل من بود
فكر دوست داشتنت انگار يه خيال قدغن بود

نه به فكر انتقامم نه به فكر راه چاره
سهم من از تو و عشقت يه نگاه بيقراره

من گلايه اي ندارم همه چيزو خوب ميدونم
اگه حتي بگي برگرد من كنارت نميمونم

وقتي با گريه ميگفتم واسه جدايي زوده
تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/27ساعت 15:1 توسط آرام |

 

آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه
آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِِایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِِِِِِ
توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/26ساعت 18:54 توسط آرام |

 

کلاهمونو اگه باد نبرده
یا که خوره دلامونو نخورده
یا اگه غم که خنده هاش چرنده
نمی تونه به ریشمون بخنده
اگه هنوز ریشه ما تو خاکه
یا دستامون تو اسمون پاکه
اگه درختیم و سپید بختیم
اگه تناوریم و سبز و سختیم
عوض نشو رنگ نباز و نشکن
حتی با دیدن شکستن من
دلم می خواد مثل همیشه باشی
برای من ساقه و ریشه باشی
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم
نمی تونم نمی تونم عزیزم
خاطره های تو رو دور بریزم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/23ساعت 12:6 توسط آرام |

 

هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و جونم روبرده
خیلی وقته نکرده یادم
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی ببین چگونه
سیل اشکم شده روونه
درد جانسوزمو به جز تو
به خدا هیچ کی نمی دونه
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برو طبیب دل بیمارم رو بیار
بهش بگو عاشقش غریبه
مرده از رنج و انتظار
هم اتاقی
هم اتاقی
هم اتاقی برس به دادم
اونی که دل و دینم رو برده
خیلی وقته نکرده یادم
با زبونه بى زبونى امگو نى با وفاتر از مو
ولي تو حرف مو اوتنفهمى
رفتش و بى وفايى اوتكو
تك ستاره نامحربونش تو نه مول مو
مول آسمونش
مزه تو تا سحر بيدارم
تى وجودم معنى خونش

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/17ساعت 16:13 توسط آرام |

 

دست ِ تو ، تو دست ِ من بود ..
دلت اما جای دیگه ..
تو خودت خبر نداری ..
اما چشمات اینو میگه ..
مدتی بود حس می کردم ..
که دلت یه جا اسیره ..
پشت  پا زدی به بختت ..
کی واست جز من می میره ..
تو می گی یه وقتا گاهی ... پیش میآد یه اشتباهی ... نه دیگه ؛ دیگه نمیشه ... واسه تو نمونده راهی ..!
دیگه دیدنم محاله ..
دیگه برگشتم خیاله ..
سزای  کارت همینه ..
دل از اون نگات بی زاره ..

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/16ساعت 13:39 توسط آرام |

 

من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها ازت به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها ازت به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/11ساعت 20:28 توسط آرام |

 

در کار عشق ما همیشه اما بود
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
مثل زلال آب من باورت کردم
مینای یک رنگی در ساغرت کردم
سلطان قلب خود تاج سرت کردم
در چشم دل تا خود پیغمبرت کردم
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/09ساعت 13:27 توسط آرام |

دستم بگير
دستم را تو بگير
التماس دستم را بپذير
درماني باش پيش از آنکه بميرم

پژواکی باش پرواز اگر نيي
همدردي باش همراز اگر نيي
آغازي باش تا پايان نپذيرم

گلداني باش گلزار اگر نيي
دلبندي باش دلدار اگر نيي
سبزينه باش با فصل بد و پيرم

از بوي تو
چون پيراهن تو
آغشته شد جانم با تن تو
آغوشي باش تا بوي تو بگيرم

لبخندي باش در روز و شب من
در هم شکست از گريه لب من
باراني باش بر اين تشنه کويرم

آهنگي باش دراين خانه بپيچ
پروازي باش از بگذشته که هيچ
آهنگي نيست در نايي که اسيرم


وازي باش پرواز اگر نيي
همدردي باش همراز اگر نيي
آغازي باش تا پايان نپذيرم

لبخندي باش در روز و شب من
در هم شکست از گريه لب من
باراني باش بر اين تشنه کويرم

آهنگي باش دراين خانه بپيچ
پروازي باش از بگذشته که هيچ
آهنگي نيست در نايي که اسيرم

از بوي تو
چون پيراهن تو
آغشته شد جانم با تن تو
آغوشي باش تا بوي تو بگيرم
لينك ثابت نوشته شده در 87/03/06ساعت 16:9 توسط آرام |

 

حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست
من تو همدرد یک حادثه پر از حکایت
هر دو بارون زده ابر شکایت
تو درون آتشی سوزنده مونده
من یه خاکستر نشین تا بی نهایت

کدامین آشنائی را بدعوت خوانم امشب
که از نیش به زهر آلوده اش بیمارم هر شب
چگونه قصه ای را با رفیقم گویم از درد
که از دردم به خوشحالی نیارد خنده بر لب
حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست

قصه عشق من و تو یه حدیث جاودانه
بی گناه گشته اسیر بازی خشم زمانه
توی این بیگانه بازار با هیاهوی محبت
مرده انگار عاشقی تو قصه های عاشقانه
خسته و دربدر از زخم حسادت
هر دو دل شکسته مرگ صداقت
نارفیقان را ببین خنجر بدست
در کمین نشسته با نام رفاقت
حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/03/02ساعت 15:0 توسط آرام |

 

بازم دلم گرفته چندروزیه که رفتی
می گی به خاطر من از عشقمون گذشتی
بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم
نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم
امروزمو ببازم
دارم می میرم برات نذار بیفتم به پات
مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات
به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم
یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/26ساعت 14:27 توسط آرام |

 

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/25ساعت 13:4 توسط آرام |

 

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم, پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/21ساعت 15:16 توسط آرام |

 

صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
این سوال بی جواب رو از خودم
تا حالا هزار دفعه پرسیدم
با کدوم ترانه باز جون میگیره
نبض اون حنجره ي فیروزه
میدونم بدون تو فردای من
رنگ خاکستریه دیروزه

تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
كولي تراز ترانه
بی پرده مثل فریاد

تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره

پلکای پنجره رو وا ميکنم
تو کوچه زمزمه مهتاب
همه پنجره ها خاموشن
انگار این کوچه خلوت خوابه

بی صدا اسمتو فریاد میزنم
هق هقم حنجره مو میبنده
دوباره دستای نا مرئی شب
پلکای پنجره مو میبنده

تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/18ساعت 17:43 توسط آرام |

 

دوباره بازیچه شدم، توی تاتر زندگی
توی نمایشنامه، دل، شکسته شد به سادگی
نقش نبودن واسه توست، نقش شکستن واسه من
صندلی خالی از تو شد، ای بی صدا حرفی بزن، ای بی صدا حرفی بزن
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
خورشید ما کاغزی بود، فقط دکر بود و همین
گلولهای برفیمون اب نشدن روی زمین
پرده به اخرش رسید، تکرار تلخ خواهشم
رو صحنه بی تو حالا من غمگینترین نمایشم، غمگینترین نمایشم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/16ساعت 15:37 توسط آرام |

 

من کشتمش ....من کشتمش ...با بغض و نفرت کشتمش ...من اون لج لعنتی رو تا به جهنم بردمش ....

انکار میکرد حرف منو وقتی که چشمامو می دید
گناه تازه ای نداشت بابت کم حرفی پرید

این بار اولی نبود که توی قلب من میمرد
اون با نگاه های عجیب کفر منو در میاورد

اره..اره...من کشتمش ....من کشتمش ...با بغض و نفرت کشتمش ...من اون لج لعنتی رو تا به جهنم بردمش ..

با این همه حرف و حدیث ، آّبروی منو میبرد
اون روم که بالا می اومد ، جون منو قسم میخورد

جونم به شب به لب رسید ،چشام دیگه هیچی ندید
خنجر هم سینه اون دیوارا رو به خون کشوند

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/05ساعت 15:8 توسط آرام |

 

آدم فروش
دست تو رو شده برام
قصه ها تو بلد شدم
من آدم خوبی بودم
بخاطر تو بد شدم
آدم فروش
عاشق سر براهتو کشیدی دنبال خودت
هرچی که بوده بین ما
بردار برو مال خودت
نشون زدی برگ منو
بدون که دست آخره
اگه برنده هم بشی
به باخت من سر به سره

وقتی دیدی که سوختی
رفتی و مارو فروختی
وقتی دیدی که سوختی
رفتی و مارو فروختی

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/04ساعت 17:50 توسط آرام |

گیرم بازم بیایی
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود

گیرم بازم بیایی
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود

میخوای بیای بیا ولی حیف
حیف دیگه خیلی دیره
حالا که خاطراتت
یکی یکی میمیره
کی گفته بود که تنهام
وقتی تو رو ندارم
بازم می گم
بدونی منم خدایی دارم

برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی

برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی
لينك ثابت نوشته شده در 87/02/02ساعت 17:5 توسط آرام |

توي يك كوير دور
يك درختي خسته بود
يك درختي نا اميد
كه دلش شكسته بود

روي اون درخت پير
يك طناب پاره بود
اون طناب دار
يك عاشق بيچاره بود

شبي از شبهاي غم
كه هوا گرفته بود
رفتنش رو به كوير
به كسي نگفته بود

رفت و رفت تا كه رسيد
اون طناب دار و بست
به دلش گفت كه بايد
ديگه از دنيا گذشت

طناب دار و گرفت
دور گردنش گذاشت
چشماشو بست و ديگه
رو لبش خنده نداشت

اما پاره شد طناب
تا جوون غصه مون
بدونه كه حتي مرگ
نميشه چاره ي اون

چشمش افتاد به درخت
به طناب بوسه اي زد
طناب دارشو كشت
يك دفعه ناله اي زد

ناله زد از بي كسي
كه فقط يك چاره داشت
رنگ خود باوري و
روي خاطرش گذاشت

رفت و تا آخر عمر
دست به خودكشي نزد
به شبهاي بي كسيش
رنگ خود باوري زد

حالا اون تو اين زمون
ديگه دل شكسته نيست
بي كسيشو پس زده
فكر عمر رفته نيست

حالا اون تو اين زمون
ديگه دل شكسته نيست
بي كسيشو پس زده
فكر عمر رفته نيست
لينك ثابت نوشته شده در 87/01/31ساعت 19:35 توسط آرام |

 

زندونی دلش میگیره پشت این درهای بسته
همه دیوار وجودش دلش از غصه شکسته
آجرای دیوارو میشماره دونه دونه
میله های زندون درد اون و میدونه
آجرای دیوارو میشماره دونه دونه
میله های زندون درد اون و میدونه
حسرت یه حرف ساده حسرت یه ذره خورشید
حسرت روزی که جزمهرجزخوشی هیچی نمی گه
حسرت یه حرف ساده حسرت یه ذره خورشید
حسرت روزی که جزمهرجزخوشی هیچی نمی ...

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/28ساعت 10:27 توسط آرام |

 

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
ازت..
ازت...
ازت......

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/22ساعت 18:29 توسط آرام |

دوستان گلم خیلی به من لطف کردین که برام این پیامها رو قرار دادین امید وارم بتونم لطف شما رو جبران کنم و هم اینکه خودم زود تر راحت بشم چون این بار نزاشتن برم ....

صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
این سوال بی جواب رو از خودم
تا حالا هزار دفعه پرسیدم
با کدوم ترانه باز جون میگیره
نبض اون حنجره ي فیروزه
میدونم بدون تو فردای من
رنگ خاکستریه دیروزه
تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
كولي تراز ترانه
بی پرده مثل فریاد
تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره
پلکای پنجره رو وا ميکنم
تو کوچه زمزمه مهتاب
همه پنجره ها خاموشن
انگار این کوچه خلوت خوابه
بی صدا اسمتو فریاد میزنم
هق هقم حنجره مو میبنده
دوباره دستای نا مرئی شب
پلکای پنجره مو میبنده
تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/14ساعت 1:18 توسط آرام |

سلام به همه دوستان و همراهان آرام ...معذرت می خوام از اینکه با قلم خودم نمی تونم شما رو سر ذوق بیارم مثل آرام ولی آرام از دیروز که برای خودکشی بیمارستان رفته هنوز حال مساعدی نداره و یاز هم از من خواست تا بلاگش رو آپ کنم امید وارم در ادای این مسئولین اوامر رفیقم رو اجرا کنم ...

هي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/08ساعت 13:7 توسط آرام |

دوستان سلام امیدوارم هرچه در سال جدید دوست دارید بهش برسید دوستان از من گله کردن که چرا تو این سال جدید از نفرین باز هم حرف زدم ولی من از همه عذر می خوام ولی دیگه تو زندگی چیزی برای از دست دادن ندارم و برای همین از من فقط این صدا ها در می آد امید وارم منو مورد بخشش خودتون قرار بدین ....

با هر صدايي كه مياد فكر ميكنم تو اومدي
تو بودي كه به عشقمون خنجره دل تنگي زدي
با هر نفس تازه ميشه اون همه خاطراتمون
حتي تو خابم عادت اين كه بگم پيشم بمون
اما تو بي وفاييو درد منو نمي دوني
هرچي بگم پيشم بمون تو پيش من نمي موني
واي از اون روزي كه من از عشقمون دل بكنم
تو رو فراموش كنمو دلو به دريا بزنم
واي از اون روزي كه من رو اسم تو خط بكشم
واي از اون روزي كه من بگم پشيمون نميشم
واي از اون روزي كه تو خنده كني به حرف من
واي از اون روزي كه خندههاي تو گريه بشن
واي از اون روزي كه تو دوباره عاشقم بشي
هي برام گريه كني داد بزني درد بكشي
فكر نكن كه من ميام به غصه هات گوش ميكنم
هرچه بدي كرده بودي ساده فراموش ميكنم
فكر نكن كه من ميام به غصه هات گوش ميكنم
هرچه بدي كرده بودي ساده فراموش ميكنم

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/07ساعت 13:26 توسط آرام |

صدا صدا صدا میاد
صدای خنده های تو
آدمکها دور و برت
تموم لحظه های تو
خیلی معطلی سر خودت
ببین اینا کین دور و برت
می خواستن اینجوری بشه
هوام بیفته از سرت
صدای من تو رو میخواست
انگار واست خیالی نیست
دور و برت خالی میشه
اون روزی جات خالی نیست
خیلی معطلی سر خودت
ببین اینا کین دور و برت
می خواستن اینجوری بشه
هوام بیفته از سرت
صورتکای مهربون
خنده هاشون دروغیه
نگاهشون راست نمیگه
ببین پر از دو روییه
میگی که دنیای منه
میخوای که تنها بمونی
برات مثل من کسی نیست
خودت اینو خوب میدونی
خیلی معطلی سر خودت
ببین اینا کین دور و برت
می خواستن اینجوری بشه
هوام بیفته از سرت

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/05ساعت 14:39 توسط آرام |

سلام به همه دوستان گلم امید وارم سال جدید برای شما سالی خوب ، خوش و همراه با موفقیت باشه و دعا کنین با دلهای پاکتون که من هم زود تر راحت بشم یا جرات راحت کردن خودمو پیدا کنم . متاسفم که خیلی دیر آپ کردم امید وارم بازم به من سر بزنید .

می خوام یه نفرین بکنم
بدترین نفرین دلو
الهی که پیدا بشه
یکی برات لنگه ی تو لنگه ی تو
الهی که پیر شی عزیز
این یه دعا نیستش برات
عمر کوتاه برات کمه
عذاب بکش تا پیریات
یه روز آخر با نفرینام
تو رو به آتیش می کشم
پاشو می خوری نازنین
می فهمی که چی می کشم
اسم یه گل گذاشتن روی تو
اما زیاده واسه ی تو
نفرین من همیشه هست
هر وقت می افتم یاد تو
از هر کجا که رد میشم
خاطره ها زنده میشه
بازم یه نفرین می کنم
نفرین من کم نمیشه
الهی در به در بشی
گدای عشق این و اون
می بینی آخر این روز و
اینم یه خط اینم نشون
انگشت نمای شهر بشی
تو رو با دست نشون بدن
با نفرینام کاری کنم
بشی عبرت دیگرووون
به آرزوهات فکر نکن
فکر نکن
با این همه نفرین من
کارت بشه نذر و نیاز
شاید نگیره آهه من
به آرزوهات فکر نکن
فکر نکن
با این همه نفرین من
کارت بشه نذر و نیاز
شاید نگیره آهه من

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/04ساعت 14:57 توسط آرام |

يه لنگه كفش پيرو دربوداغون
افتاده بود يه گوشه ي خيابون
هيشكي اونو يه لحظه پاش نميكرد
هيشكي يه لحظه هم نگاش نميكرد
ميگفت كه تنهايي و بي پناهي
يه روز به آخر برسه الهي
يه لنگه كفش پاره
بي كس و بي ستاره
افتاده زار و گريون
يه گوشه خيابون
شب بود و شبگردی بارون وباد
رد شدمو چشام به چشماش افتاد
ديدم که همه زخماش از غربته
مثله خودم خسته و بی طاقته
ديدمو گفتم که نبايد نشست
يه کفش بيچار رو ديد و نشکست
يه لنگه كفش پاره
بي كس و بي ستاره
افتاده زار و گريون
يه گوشه خيابون
رفتمو گفتم که چرا نشستی
تلف نکن عمرتو دستی دستی
درسته که از همه تنهاتری
اسير اين دردای زجرآوری
کفشای غيرَتو بايد پا کنی
بگرديو لنگتو پيدا کنی
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/26ساعت 13:21 توسط آرام |

 

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش
الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هیچی از اون روز نمونه بجز گلای پر پرش
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش
عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه
زجرهایی که به من دادی بکشی تا آخرش
الهی که یه روز خوش از تو گلوت پایین نره
رسوای عالمت کنن اون چشای در به درش
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش
میخام بدونم قده من عاشقته ؟ دوستت داره ؟
اینکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش ؟
هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه
ببینی دیگری به جات رفته شده هم سفرش
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/25ساعت 10:16 توسط آرام |

در کار عشق ما همیشه اما بود
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
مثل زلال آب من باورت کردم
مینای یک رنگی در ساغرت کردم
سلطان قلب خود تاج سرت کردم
در چشم دل تا خود پیغمبرت کردم
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/23ساعت 15:35 توسط آرام |

 

ناشناسی واسه من / ناشناسی واسه چشمام/ آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام.
تویی که با فریبت می خواستی خامم کنی
فقط می خواستی پیش همه خرابم کنی
منی که فکر می کردم که آخر غرورم
از دست کارای تو لب رسیده به جونم
ناشناسی واسه من/ ناشناسی واسه چشمام / آخر عشق و مرامر واسه ما ختم کلام.
با تو رسیدیم آخر خط دست از سر ما بردار
به کسی نگو ما رو دیدی برو برو برو خدا نگهدار
ناشناسی واسه من/ ناشناسی واسه چشمام/ آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام...

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/22ساعت 13:58 توسط آرام |

نپیچون ما رو دیگه ... ما که ختم روزگاریم
نسوزون مارو دیگه ... مابا تو کاری نداریم
چشاتو خمار نکن ... میدونم بازم فریبه
باز منو دور میزنی ... وای دلم چقدر غریبه

اسممو صدا نکن .... که صدات دیگه عذابه
هی به من نگاه نکن ... موج این دریا سرابه
لباتو غنچه نکن... دیگه مست تو نمیشم
موهاتو شونه نکن ... قید دست تو نمیشم

نمک خوردی ... نمکدونو شکستی ... چشاتو رویه دنیا ، عشق بستی
حروم بشه دل دیوونه من ... تو که عاشق کش و مرده پرستی

من واسه پایین شهر... تو واسه اون بالاهایی
من دلم ساده ولی ... تو ته دودره بازی
برو از پیشم برو ... برو دیگه رهام بکن
هی منو نگاه نکن ... حتی واسم دعا نکن
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/21ساعت 9:23 توسط آرام |

آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فکر می کنی سوزوندی
دار و ندارم و با دوری از من
طاقت نداری ببینی میدونم این همه طاقت و صبوری از من
ستاره هات میگن پشیمون شدی میخای بگی که غرق نوری ازمن
فکر نکنم بشه با صدتا دریا این همه نفرت و بشوری از من
نمیدونم میخای با قلب سنگی دل ببری بازم چه جوری از من
پشیمونیت فایده نداره دیگه
چشات باید بارون بباره دیگه

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/20ساعت 9:54 توسط آرام |

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/19ساعت 11:38 توسط آرام |

رفتی نموندی بیوفا
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه

ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/15ساعت 14:37 توسط آرام |

خوابیدی رو بال موجا
کاش میشد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی
من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم
اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد
یه غروب توی جوونی
[]
دل من هواتو کرده
کاش میشد تو رو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره
دست سردتو بگیرم
دل من هواتو کرده
کاش میشد تو رو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره
دست سردتو بگیرم
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/09ساعت 14:22 توسط آرام |

کاشکی یه روز ببینمت، که دل سپردی به کسی
باید از عشقا بدونی چه سخته درد بی کسی

کاشکی فقط با یک نگاه تو دام اون اسیر بشی
بخوای تو دامش بمونی پرت بده رها بشی

کاشکی وقتی عاشق شدی دلت رو پیش کشش کنی
بعدش اونو بشکنتش نتونی نفرینش کنی

کاشکی دوباره جون بدی به قلب من با نفسی
کاشکی به آخر برسه اون لحظه های بی کسی

کاشکی درست زمانی که فکر میکنی اون مال توست
ببینی با کس دگست خیال اون نصیب توست

کاشکی که با وفا بودی با من مثل گذشته ها
دلم از عشق تو میگفت به جای این گلایه ها

کاشکی دوباره جون بدی به قلب من با نفسی
کاشکی به آخر برسه اون لحظه های بی کسی
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/04ساعت 17:21 توسط آرام |

وقتی که تنهایی میاد فکر میکنم
که بیکسم ترانه ها میسوزنو
بریده میشه نفسم
ثانیه ها نمیگذرن هیچ موقع فردا نمیاد
دلم میگه زندگی رو با این همه درد نمیخاد

بسه آخه چقدر میخای منو به بازی بگیری
کاشکی که راحتم کنی بگی الاهی بمیری
بی رحمی عادتت شده دسته خودت نیست میدونم
آخر یه روز میریو من تو حسرت تو میمونم
دسته خودت نیست میدونم

لعنت به اون دله سیاه دله سیاه
لعنت به این بخت بدم بخت بدم
سیاه شده روز و شبم روز و شبم
اسیرو در بدر شدم

قصه ی ما رو هر کسی میخونه میگه شاعره
واسه نوشتنه دروغ دستاش همیشه حاضره
بسه آخه چقدر میخای منو به بازی بگیری
کاشکی که راحتم کنی بگی الاهی بمیری
بی رحمی عادتت شده دسته خودت نیست میدونم
آخر یه روز میریو من تو حسرت تو میمونم
بسه آخه چقدر میخای منو به بازی بگیری
کاشکی که راحتم کنی بگی الاهی بمیری
بی رحمی عادتت شده دسته خودت نیست میدونم
آخر یه روز میریو من تو حسرت تو میمونم

لينك ثابت نوشته شده در 86/11/30ساعت 15:56 توسط آرام |

سبب منم که میشکنم
اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس برام نموند
واسه اینه که سبب منم ...

کاش بدونی ماتمه دنیام
بی تو فقط گریه می خوام
کی می دونه این حسرتا
چه کرده با روز و شبام
تو زندگیم ، یه دنیایی
یه کابوسم ، تو رویایی
یه پاییزم ، تو بهاری
من یه مرداب
تو دریایی...

از این گریه چه میدونی
نه دردمی نه درمونی
به چه امید می خوای باشی
که پیش دردام بمونی
توزندگیم ، یه دنیایی
یه کابوسم ، تو رویایی
یه پاییزم ، تو بهاری
من یه مرداب
تو دریایی...
لينك ثابت نوشته شده در 86/11/28ساعت 13:28 توسط آرام |

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون اخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
تب بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
لينك ثابت نوشته شده در 86/11/24ساعت 17:23 توسط آرام |

شمارتو پاک میکنم از حافظه گوشی
نمی تونم با تو باشم تو یه آدم فروشی
اس ام اس آخرتو خوندم بازم عزیزم
نوشته بودی از دلم تو رو بیرون می ریزم

جواب اون اس ام اسو به تو ندادم هیچ وقت
ولی امیدوارم بشی به پای اون سیاه بخت
حرفهای عاشقونمو برات مسیج می کردم
نمی دونستم که یه روز میگی برنمی گردم

میگی برنمیگردم

شمارتو از صبح تا شب هزار بار می گرفتم
می گفت گوشی خاموشه و من آتیش می گرفتم
حسرت یه روز خوش و توی دلم گزاشتی
میگفتی که دوستم داری ولی دوستم نداشتی

جواب اون اس ام اسو به تو ندادم هیچ وقت
ولی امیدوارم بشی به پای اون سیاه بخت
جواب اون اس ام اسو به تو ندادم هیچ وقت
ولی امیدوارم بشی به پای اون سیاه بخت

شمارتو پاک میکنم از حافظه گوشی
نمی تونم با تو باشم تو یه آدم فروشی
اس ام اس آخرتو خوندم بازم عزیزم
نوشته بودی از دلم تو رو بیرون می ریزم

جواب اون اس ام اسو به تو ندادم هیچ وقت
ولی امیدوارم بشی به پای اون سیاه بخت
حرفهای عاشقونمو برات مسیج می کردم
نمی دونستم که یه روز میگی برنمی گردم

شمارتو از صبح تا شب هزار بار می گرفتم
می گفت گوشی خاموشه و من آتیش می گرفتم
حسرت یه روز خوش و توی دلم گزاشتی
میگفتی که دوستم داری ولی دوستم نداشتی ...
لينك ثابت نوشته شده در 86/11/23ساعت 12:57 توسط آرام |

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست

مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم

صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
لينك ثابت نوشته شده در 86/11/20ساعت 14:1 توسط آرام |

دیگه نمی بخشم تو رو که قلبم و شکستی
برو بهونه هی نیار منتظر چی هستی
همش نگو قسمت نشد گردن این و اون نذار
نمی تونم مثل تو شم سادگیمو به روم نیار
بگو کی عوض شده غیر خودت ، تو یکی مثل خودت میخوای و بس
بگو کی عوض شده تو زندگی ، زندگی فقط هوس فقط هوس
هنوز هم یه کم غرور مونده واسم که خار نشم
تو یادم دادی رو عشق هیشکی موندگار نشم
این روزا قلبت بدجوری با دل ما تا میکنه
امروز میگه دوست داره فردا هاشا میکنه
بگو کی عوض شده غیر خودت ، تو یکی مثل خودت میخوای و بس
بگو کی عوض شده تو زندگی ، زندگی فقط هوس فقط هوس
لينك ثابت نوشته شده در 86/11/17ساعت 17:8 توسط آرام |