تبليغاتX
قــــــلم دونی من ...........
بسه دیگه چقدر می خوای منو به بازی بگیری ---- کاشکی که راحتم کنی ---- بگی الهی بمیری
يه لنگه كفش پيرو دربوداغون
افتاده بود يه گوشه ي خيابون
هيشكي اونو يه لحظه پاش نميكرد
هيشكي يه لحظه هم نگاش نميكرد
ميگفت كه تنهايي و بي پناهي
يه روز به آخر برسه الهي
يه لنگه كفش پاره
بي كس و بي ستاره
افتاده زار و گريون
يه گوشه خيابون
شب بود و شبگردی بارون وباد
رد شدمو چشام به چشماش افتاد
ديدم که همه زخماش از غربته
مثله خودم خسته و بی طاقته
ديدمو گفتم که نبايد نشست
يه کفش بيچار رو ديد و نشکست
يه لنگه كفش پاره
بي كس و بي ستاره
افتاده زار و گريون
يه گوشه خيابون
رفتمو گفتم که چرا نشستی
تلف نکن عمرتو دستی دستی
درسته که از همه تنهاتری
اسير اين دردای زجرآوری
کفشای غيرَتو بايد پا کنی
بگرديو لنگتو پيدا کنی
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/26ساعت 13:21 توسط آرام |

 

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش
الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هیچی از اون روز نمونه بجز گلای پر پرش
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش
عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه
زجرهایی که به من دادی بکشی تا آخرش
الهی که یه روز خوش از تو گلوت پایین نره
رسوای عالمت کنن اون چشای در به درش
قسم میخوردی با منی قسم میخوردی به خدا
خدا الهی بزنه تو کمرت تو کمرش
من اهل نفرین نبودم چه برسه که تو باشی
بیاد الهی خبرت ، بیاد الهی خبرش
میخام بدونم قده من عاشقته ؟ دوستت داره ؟
اینکه رها کردی منو می ارزه به دردسرش ؟
هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه
ببینی دیگری به جات رفته شده هم سفرش
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و ورش

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/25ساعت 10:16 توسط آرام |

در کار عشق ما همیشه اما بود
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
مثل زلال آب من باورت کردم
مینای یک رنگی در ساغرت کردم
سلطان قلب خود تاج سرت کردم
در چشم دل تا خود پیغمبرت کردم
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/23ساعت 15:35 توسط آرام |

 

ناشناسی واسه من / ناشناسی واسه چشمام/ آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام.
تویی که با فریبت می خواستی خامم کنی
فقط می خواستی پیش همه خرابم کنی
منی که فکر می کردم که آخر غرورم
از دست کارای تو لب رسیده به جونم
ناشناسی واسه من/ ناشناسی واسه چشمام / آخر عشق و مرامر واسه ما ختم کلام.
با تو رسیدیم آخر خط دست از سر ما بردار
به کسی نگو ما رو دیدی برو برو برو خدا نگهدار
ناشناسی واسه من/ ناشناسی واسه چشمام/ آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام...

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/22ساعت 13:58 توسط آرام |

نپیچون ما رو دیگه ... ما که ختم روزگاریم
نسوزون مارو دیگه ... مابا تو کاری نداریم
چشاتو خمار نکن ... میدونم بازم فریبه
باز منو دور میزنی ... وای دلم چقدر غریبه

اسممو صدا نکن .... که صدات دیگه عذابه
هی به من نگاه نکن ... موج این دریا سرابه
لباتو غنچه نکن... دیگه مست تو نمیشم
موهاتو شونه نکن ... قید دست تو نمیشم

نمک خوردی ... نمکدونو شکستی ... چشاتو رویه دنیا ، عشق بستی
حروم بشه دل دیوونه من ... تو که عاشق کش و مرده پرستی

من واسه پایین شهر... تو واسه اون بالاهایی
من دلم ساده ولی ... تو ته دودره بازی
برو از پیشم برو ... برو دیگه رهام بکن
هی منو نگاه نکن ... حتی واسم دعا نکن
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/21ساعت 9:23 توسط آرام |

آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فکر می کنی سوزوندی
دار و ندارم و با دوری از من
طاقت نداری ببینی میدونم این همه طاقت و صبوری از من
ستاره هات میگن پشیمون شدی میخای بگی که غرق نوری ازمن
فکر نکنم بشه با صدتا دریا این همه نفرت و بشوری از من
نمیدونم میخای با قلب سنگی دل ببری بازم چه جوری از من
پشیمونیت فایده نداره دیگه
چشات باید بارون بباره دیگه

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/20ساعت 9:54 توسط آرام |

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/19ساعت 11:38 توسط آرام |

رفتی نموندی بیوفا
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه

ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/15ساعت 14:37 توسط آرام |

سلام به همه عزیزانی که همراه من هستن و نمی زارن که تنها بمونم این شعر یک کاره که خیلی دوستش امید وارم شما هم خوشتون بیاد و بعضی دوستان که از نظر مذهبی قوی هستن به من خرده نگیرن چون فقط حرف دل هستش ...

تاپ تاپ خمیر

دست بابا نون نداره

خانوم بهار، این روزا بارون نداره

تاپ تاپ خمیر دست کیه بالای دست

دست خدا یا هرکی هست

بدجوری پشت خسته ما رو شکست

تا کی باید بعضی ها توی درسمون

بابا رو بنا بنویسن

نونی که آجر شده رو تو دست بابا بنویسن

دست کیه بالای دست

دست کیه رو پشتمون

دست کیه که کشتمون

آی آدما که قدتون سر کشیده به آسمون

بسه دیگه پاهاتونو بر دارین از رو پشتمون

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/14ساعت 15:7 توسط آرام |

 

 

دیروز در دادگاه دلم ، مغر من قاضی بود ، متهم قلبم بود ، جرم من عشق بود ، عشق من یاد تو بود ، آیا حکم من اعدام بود ؟

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/13ساعت 9:9 توسط آرام |

خوابیدی رو بال موجا
کاش میشد بودم کنارت
تو به دریا دل سپردی
من تو ساحل چشم به راهت
دنبالت دارم می گردم
اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد
یه غروب توی جوونی
[]
دل من هواتو کرده
کاش میشد تو رو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره
دست سردتو بگیرم
دل من هواتو کرده
کاش میشد تو رو ببینم
کاش بشه تو خواب دوباره
دست سردتو بگیرم
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/09ساعت 14:22 توسط آرام |

سلام دوستان و همراهان عزیز من ...

معذرت می خوام که نظزات شما رو به کاملی جواب بدم چون واقعه بدی برای من اتفاق افتاده که امید وارم بتونم در خودم دفنش کنم ولی اگر نشه باید با کمال عذر خواهی من هم برم.

آره دوست عزیز من اردلان که تا حالا با مشکلاتش تونسته بود دست و پنجه نرم کنه ، دیگه به آخر خط رسید و این جسارت رو پیدا کرد که کار خودش رو تموم کنه و به دفتر زندگیش پایان بده .

امید وارم من هم مثل اون یه روزی ایم جسارت و اقتدار رو پیدا کنم تا بتونم خدمو راحت کنم . برام دعا کنید تا من هم این جسارت رو به دست بیارم.

تکه شعری که در ادامه هست تقدیم می کنم به اردلان ...

 

عاشق منم ، صاحب دل منم

اگه من منم ، عاشق تو قصه ها منم

اگه نیازم نزار ببازم

بزار تو دلت خونه عشق و بسازم

این بود عشق من

پس چرا تشنم

بودی تو بهشتم ، تو هم فرشتم

روی کف دستم با خون نوشتم

که تویی و می مونی تنها عشقم

پس چرا بهم نگفتی یک کلام

که من تو رو دوست دارم اردلان

بی تو نمی تونم باشم در امان

یقینا اردلان مردست از الان

دیگه رفتم بستم حالا شدم خسته

کسیکه بی تو الان تنها نشسته

می تونی صدام کنی عاشق دل شکسته

آروم آروم با خاطرت چشام می شه بسته

 

 

امید وارم روحش شاد باشه

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/07ساعت 13:21 توسط آرام |

وقتی که کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند . پر هایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه می شود .

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ...

دکتر علی شریعتی

لينك ثابت نوشته شده در 86/12/06ساعت 17:50 توسط آرام |

کاشکی یه روز ببینمت، که دل سپردی به کسی
باید از عشقا بدونی چه سخته درد بی کسی

کاشکی فقط با یک نگاه تو دام اون اسیر بشی
بخوای تو دامش بمونی پرت بده رها بشی

کاشکی وقتی عاشق شدی دلت رو پیش کشش کنی
بعدش اونو بشکنتش نتونی نفرینش کنی

کاشکی دوباره جون بدی به قلب من با نفسی
کاشکی به آخر برسه اون لحظه های بی کسی

کاشکی درست زمانی که فکر میکنی اون مال توست
ببینی با کس دگست خیال اون نصیب توست

کاشکی که با وفا بودی با من مثل گذشته ها
دلم از عشق تو میگفت به جای این گلایه ها

کاشکی دوباره جون بدی به قلب من با نفسی
کاشکی به آخر برسه اون لحظه های بی کسی
لينك ثابت نوشته شده در 86/12/04ساعت 17:21 توسط آرام |