سلام به همه دوستان و همراهانی که من رو یاری کردن
از این خونه دیگه باید نقل مکان کرد و دلیل هم بد بودن خودم هستش نه سرویس بلاگفا ولی بازم برا دیدن بیا تو خونه جدید از دیدنت خوشحال می شم ... و یه درخواست از همه دوستان گلم عزیزانی که لینک منو در بلاگ یا سایتشون قرار دادن بازم تو خونه جدید به من اعلام کنن تا حتما از خجالت عزیزان در بیام ...
www.Ghalamdooni.com
+ نوشته شده در
87/11/26ساعت 18:35  توسط آرام
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
از لحظه تولد سفر تقدیر من بود
تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود
یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من
هراس دل سپردن عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم
باید برم حتی اگه اونجا بپوسم
منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم
باید برم حتی اگه بی تو بمیرم
دریایی از مصیبت پشت سرم گذاشتم
وقتی به تو رسیدم دیگه نفس نداشتم
من مرده بودم اما دوباره جونم دادی
هم گریه ی من شدی عشقو نشونم دادی
اگه یه شب تو عمرم چشمای من آسوده
همون یه خواب کوتاه زیر سقف تو بوده
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم
باید برم حتی اگه اونجا بپوسم
منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم
باید برم حتی اگه بی تو بمیرم
+ نوشته شده در
87/11/16ساعت 2:14  توسط آرام
|
تورو خدا گریه نکن
به خاطر منم شده
بذار خیال کنم دلت
راضی به رفتنم شده
گریه کنی نمیتونم
اشکاتو طاقت بیارم
فدای اشکات خانومی
آخ که چقدر دوستت دارم
میرم ولی پیش چشات
عشقمونو جا می ذارم
دلم میخواد نرم ولی
روی دلم پا میذارم
تو هم میخوای نرم ولی
مثل منی پر غرور
مرگ منه وقتی برم
از پیش تو یه جای دور
خط بکش رو خاطره ها
عکسهامو پاره کن ببین
من که برای عشقمون
کهنه شدم ای نازنین
دست بکش رو آسمونها
ستاره ی تازه بچین
من چه کنم بی عشق تو
وقتی شدم تنهاترین
من از خدا می خوام کمک
کنه فراموشم کنی
منم خوشم که تا ابد
عروسک خیالمی
+ نوشته شده در
87/11/09ساعت 1:22  توسط آرام
|
واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی
حالا پر پر می زنم تا همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پائیز رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستن زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه
+ نوشته شده در
87/11/01ساعت 10:59  توسط آرام
|
رو تو کم کن بی حیا دیگه سراغ من نیا
انگشت نمای شهر شدی بی آبروی روسیاه
تحملت سخته چقدر اصلا خود مصیبته
می خوام یه عمر نبینمت یه لحظه شم غنیمته
تازگیام که رابه راه وصله ی ناجور می زنی
زخم زبوناتو همش به نقطه ی کور می زنی
خبر میاد از چپ و راست سرت شلوغه رابه راه
به لطف دور و بریات وقت نداری برای ما
وقت نداری برای ما
رو تو کم کن بی حیا دیگه سراغ من نیا
انگشت نمای شهر شدی بی آبروی روسیاه
تازگیام که رابه راه وصله ی ناجور می زنی
+ نوشته شده در
87/10/29ساعت 10:20  توسط آرام
|
نمیخواستم عکساتو پاره کنم
نمیخواستم دلو بیچاره کنم
نمیخواستم تورو آواره کنم
ولی مجبور شدم این کارو کنم
نمیخواستم تو بیفتی از چشام
نمیخواستم بمونی بازم به پام
نمیخواستم ببینم اشک تورو
عزیزم گریه دیگه بسه برو
نمیخواستم عشقمو ازت بگیرم
نمیخواستم تو بری تا من بمیرم
نمیخواستم نمیخواستم
میدونستم تو بری تنها میمیرم
نمیخوام بیشتر از این شکسته شی
نمیخوام باهام بیایی که خسته شی
نمیخوام که بگذرم به سادگی
عزیزم برو برس به زندگیت عزیزم برو برس به زندگیت
نمیخواستم عشقمو ازت بگیرم
نمیخواستم تو بری تا من بمیرم
نمیخواستم نمیخواستم
میدونستم تو بری تنها میمیرم
+ نوشته شده در
87/10/22ساعت 19:50  توسط آرام
|
دلبركم چيزی بگو
به من كه از گريه پرم
به من كه بی صدای تو
از شب شكست ميخورم
دلبركم چيزی بگو
به من كه گرم هق هق ام
به من كه آخرينه
آواره هاي عاشقم
چيزي بگو كه آينه
خسته نشه از بی كسی
غزل بشن گلايه ها
نه هق هق دلواپسی
نذار كه از سكوت تو
پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو
خاكستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو
از مرگ ياد و خاطره
كابوس رفتنت بگو
از لحظه های من بره
چيزي بگو اما نگو
قصه ما بسر رسيد
نگو كه خورشيدك من
چادر شب بسر كشيد
دقيقه ها غزل ميگن
وقتی سكوتو ميشكنی
قناريا عاشق ميشن
وقتی تو حرف ميزنی
دلبركم چيزي بگو
به من كه خاموش توام
به من كه همبستر تو اما فراموش توام
+ نوشته شده در
87/10/10ساعت 14:44  توسط آرام
|
+ نوشته شده در
87/09/30ساعت 18:0  توسط آرام
|