تبليغاتX
قــــــلم دونی من ...........
بسه دیگه چقدر می خوای منو به بازی بگیری ---- کاشکی که راحتم کنی ---- بگی الهی بمیری
 

بازم دلم گرفته چندروزیه که رفتی
می گی به خاطر من از عشقمون گذشتی
بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم
نذار به جرم دیروز امروزمو ببازم
امروزمو ببازم
دارم می میرم برات نذار بیفتم به پات
مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات
به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم
یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/26ساعت 14:27 توسط آرام |

 

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/25ساعت 13:4 توسط آرام |

 

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم, پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/21ساعت 15:16 توسط آرام |

 

صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
این سوال بی جواب رو از خودم
تا حالا هزار دفعه پرسیدم
با کدوم ترانه باز جون میگیره
نبض اون حنجره ي فیروزه
میدونم بدون تو فردای من
رنگ خاکستریه دیروزه

تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد
كولي تراز ترانه
بی پرده مثل فریاد

تنهاتر از سکوتم
روشنتر از ستاره
عاشقتر از همیشه
با من بخون دوباره

پلکای پنجره رو وا ميکنم
تو کوچه زمزمه مهتاب
همه پنجره ها خاموشن
انگار این کوچه خلوت خوابه

بی صدا اسمتو فریاد میزنم
هق هقم حنجره مو میبنده
دوباره دستای نا مرئی شب
پلکای پنجره مو میبنده

تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمینتر از باد


 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/18ساعت 17:43 توسط آرام |

الو سلام من خودمم
الهه ي شوم مرگ تو
اين بار مثل اون دفعه نيست
بگم جونتو بردار برو

اين بار ديگه نميگيرم
جلوي اين دستاي سرد
حلقه زد دور گردنت
ميميري از شدت درد

گرگمو گله ميبرم
از جونتم نميگذرم
گله اي كه تو توش باشي
يك تنه از دم ميدرم

گوشي هنوز تو دستته
دكمه ي قرمز و نزن
همون دستي كه شب و روز
بودش تو اين دستاي من

زمونه شاهده كه تو
بازم ربودي دلمو
اين بار مثل اون دفعه نيست
بگم جونتو بردار برو

گرگمو گله ميبرم
از جونتم نميگذرم
گله اي كه تو توش باشي
يك تنه از دم ميدرم

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/17ساعت 13:50 توسط آرام |

 

دوباره بازیچه شدم، توی تاتر زندگی
توی نمایشنامه، دل، شکسته شد به سادگی
نقش نبودن واسه توست، نقش شکستن واسه من
صندلی خالی از تو شد، ای بی صدا حرفی بزن، ای بی صدا حرفی بزن
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
خورشید ما کاغزی بود، فقط دکر بود و همین
گلولهای برفیمون اب نشدن روی زمین
پرده به اخرش رسید، تکرار تلخ خواهشم
رو صحنه بی تو حالا من غمگینترین نمایشم، غمگینترین نمایشم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم
یادته تو نبودنت رفتم و تنهاتر شدم، توی تاتر زندگی بغز یه بازیگر شدم

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/16ساعت 15:37 توسط آرام |

 

آدمها را از روی سئوالاتی که می پرسند بسنج نه از روي جوابهايي که مي دهند ...

ولتر

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/15ساعت 22:24 توسط آرام |

 

من کشتمش ....من کشتمش ...با بغض و نفرت کشتمش ...من اون لج لعنتی رو تا به جهنم بردمش ....

انکار میکرد حرف منو وقتی که چشمامو می دید
گناه تازه ای نداشت بابت کم حرفی پرید

این بار اولی نبود که توی قلب من میمرد
اون با نگاه های عجیب کفر منو در میاورد

اره..اره...من کشتمش ....من کشتمش ...با بغض و نفرت کشتمش ...من اون لج لعنتی رو تا به جهنم بردمش ..

با این همه حرف و حدیث ، آّبروی منو میبرد
اون روم که بالا می اومد ، جون منو قسم میخورد

جونم به شب به لب رسید ،چشام دیگه هیچی ندید
خنجر هم سینه اون دیوارا رو به خون کشوند

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/05ساعت 15:8 توسط آرام |

 

آدم فروش
دست تو رو شده برام
قصه ها تو بلد شدم
من آدم خوبی بودم
بخاطر تو بد شدم
آدم فروش
عاشق سر براهتو کشیدی دنبال خودت
هرچی که بوده بین ما
بردار برو مال خودت
نشون زدی برگ منو
بدون که دست آخره
اگه برنده هم بشی
به باخت من سر به سره

وقتی دیدی که سوختی
رفتی و مارو فروختی
وقتی دیدی که سوختی
رفتی و مارو فروختی

لينك ثابت نوشته شده در 87/02/04ساعت 17:50 توسط آرام |

گیرم بازم بیایی
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود

گیرم بازم بیایی
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگران بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود

میخوای بیای بیا ولی حیف
حیف دیگه خیلی دیره
حالا که خاطراتت
یکی یکی میمیره
کی گفته بود که تنهام
وقتی تو رو ندارم
بازم می گم
بدونی منم خدایی دارم

برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی

برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستم
به چیت داری می نازی
لينك ثابت نوشته شده در 87/02/02ساعت 17:5 توسط آرام |

توي يك كوير دور
يك درختي خسته بود
يك درختي نا اميد
كه دلش شكسته بود

روي اون درخت پير
يك طناب پاره بود
اون طناب دار
يك عاشق بيچاره بود

شبي از شبهاي غم
كه هوا گرفته بود
رفتنش رو به كوير
به كسي نگفته بود

رفت و رفت تا كه رسيد
اون طناب دار و بست
به دلش گفت كه بايد
ديگه از دنيا گذشت

طناب دار و گرفت
دور گردنش گذاشت
چشماشو بست و ديگه
رو لبش خنده نداشت

اما پاره شد طناب
تا جوون غصه مون
بدونه كه حتي مرگ
نميشه چاره ي اون

چشمش افتاد به درخت
به طناب بوسه اي زد
طناب دارشو كشت
يك دفعه ناله اي زد

ناله زد از بي كسي
كه فقط يك چاره داشت
رنگ خود باوري و
روي خاطرش گذاشت

رفت و تا آخر عمر
دست به خودكشي نزد
به شبهاي بي كسيش
رنگ خود باوري زد

حالا اون تو اين زمون
ديگه دل شكسته نيست
بي كسيشو پس زده
فكر عمر رفته نيست

حالا اون تو اين زمون
ديگه دل شكسته نيست
بي كسيشو پس زده
فكر عمر رفته نيست
لينك ثابت نوشته شده در 87/01/31ساعت 19:35 توسط آرام |

 

زندونی دلش میگیره پشت این درهای بسته
همه دیوار وجودش دلش از غصه شکسته
آجرای دیوارو میشماره دونه دونه
میله های زندون درد اون و میدونه
آجرای دیوارو میشماره دونه دونه
میله های زندون درد اون و میدونه
حسرت یه حرف ساده حسرت یه ذره خورشید
حسرت روزی که جزمهرجزخوشی هیچی نمی گه
حسرت یه حرف ساده حسرت یه ذره خورشید
حسرت روزی که جزمهرجزخوشی هیچی نمی ...

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/28ساعت 10:27 توسط آرام |

 

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...

این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت

چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
ازت..
ازت...
ازت......

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/22ساعت 18:29 توسط آرام |

 

                  گویند خدا همیشه با ماست

                                                  ای غم نکند خدا تو باشی

 

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/20ساعت 17:1 توسط آرام |

  سلام به همه ی عزیزانی که به بلاگ قلمدونی آرام من سر میزنن و حرفای دلشونو اینجا اینقدر دلنشین به یادگار می گذارن .میدانم در حرفای من به اندازه ی حرفای آرام جان ناگفته ها زیاد نیست ولی همیشه میخوام که آرام باشه چون وجودش مایه ی زندگی بوده واسه من تا همین لحظه و از مدیریت بلاگ قلمدونی من نهایت سپاس را به جا می آورم که به من اجازه ی ابراز وجود داد ...

                                                                                    مدیریت بلاگ چشمهای بارانی

بی وفا عشق من به خدا اشک من

می مونه رو گونم تا بیای پیش من

رفتیو بعد تو چه زجری کشیدم

 هنوز تار موتو به دنیا نمیدم

تو رو به خاطراتمون تو منو بی خبر نذار

تو رو به اشکمون قسم منو چشم به در نذار

باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من

ببخش روی نامه هام  باز چکید اشک من

خداحافظ عشق من خداحافظ عشق من

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی

چه ساده نشستی چه ساده پریدی

بغضمو وقت جدایی نگه داشتم به سختی

 حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی رفتی  

سخته باورش ولی خداحافظ عشق من

سخته گفتنش ولی خداحافظ عشق من

                                    

لينك ثابت نوشته شده در 87/01/15ساعت 12:53 توسط آرام |